لطفا با بستنی وارد نشوید
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
لطفا با بستنی وارد نشوید
㋡من کاری به این کارا ندارم نظر یادت نره!

مشرق: زورگیران معتاد بعد از اینكه دختر جوانی را به عنوان مسافر سوار خودروشان كردند، او را به منطقه ای خلوت بردند و مورد آزار جنسی قرار دادند.

 

دختر جوانی نخستین روز مرداد ماه به دادسرای جنایی تهران رفت و علیه سه  مرد و یك زن پرایدسوار به اتهام زورگیری و آزار و اذیت شكایت كرد. پس از تشكیل این پرونده كارآگاهان پلیس آگاهی موظف شدند متهمان را شناسایی و دستگیر كنند.

شاكی ماجرا را این طور شرح داد: «ساعت 10صبح امروز- روز حادثه- به عنوان مسافر سوار یك پراید نقره ای رنگ با چهار سرنشین شدم. دو مرد در صندلی عقب و یك زن جوان نیز در صندلی جلو نشسته بود.

هنوز چند صد متری بیشتر نرفته بودیم كه ناگهان سرنشینان عقب ضمن تهدید با چاقو، من را كتك زدند و تمامی اموال همراهم را كه شامل مقادیری طلا و جواهرات، گوشی تلفن همراه، كارت عابر بانك به همراه رمز عبور و مبلغی پول بود، به زور گرفتند.

من كه دیگر هیچ چیزی برای سرقت نداشتم. از آنها خواهش كردم رهایم كنند اما دو نفر از آن مردان، مرا به منطقه ای خلوت در حاشیه شرقی تهران بردند و مورد آزار و اذیت قرار دادند.»

در شرایطی كه تحقیقات كارآگاهان در مراحل مقدماتی قرار داشت، زن و مرد جوانی با مراجعه به یك طلافروشی در خیابان پانزده خرداد، مقدار زیادي طلا را برای خرید انتخاب كردند و گفتند قیمت طلاها را از طریق عابربانك پرداخت می كنند از آنجا كه عابربانك به این زوج تعلق نداشت، مرد زرگر به آنها مشكوك شد ولی مشتریان ادعا كردند كارت برای یكی از نزدیكان شان است صاحب مغازه كه از ظاهر این زن و مرد حدس زده بود آنها به موادمخدر اعتیاد دارند، بعد از واریز شدن پول به حسابش، طلاها را به مشتریان تحویل نداد و گفت برای اطمینان باید كارت شناسایی صاحب عابر بانك را ببیند. دو مشتری نیز با این ادعا كه اوراق شناسایی صاحب حساب در خانه است از مغازه بیرون رفتند و قرار شد با مدارك برگردند، در این فاصله فروشنده با پلیس تماس گرفت و ماموران را در جریان ماجرا قرار داد.

ساعتی بعد وقتی مرد مشتری به تنهایی و با در دست داشتن مدارك صاحب حساب به آنجا بازگشت تا طلاهای خریداری شده را تحویل بگیرد، توسط ماموران دستگیر و به كلانتری منتقل شد. متهم 22ساله به نام وحید اعتراف كرد عابر بانك و مدارك شناسایی سرقتی است. به این ترتیب او در اختیار كارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و معلوم شد این مرد یكی از چهار پرایدسوار تحت تعقیب است.

وحید اگرچه سرقت را قبول داشت ولی زیربار اتهام آزار دختر جوان نرفت و در اعترافاتش ضمن معرفی همدستانش گفت: «بعد از سرقت من همراه «ساناز» از ماشین پياده شدیم و به بازار تهران رفتیم تا با عابربانك طلا بخریم و من اطلاعی از آزار و اذیت آن دختر توسط «اصغر» و «علیرضا» – دو متهم دیگر- ندارم.»او ادامه داد: «زمانی كه به طلافروشی رفتیم و صاحب مغازه از ما كارت شناسایی صاحب عابر بانك را خواست، بلافاصله با اصغر تماس گرفتم و او گفت مدارك شناسایی را نیز همراه دیگر وسایل همراه او سرقت كرده است.

برای همین با او قرار ملاقات گذاشتم تا مدارك شناسایی مالباخته را تحویل بگیرم. وقتی به محل قرار رسیدیم، آنها مدعی شدند آن دختر را در خیابان رها كرده اند؛ پس از آن نیز ساناز دیگر به همراه من به بازار نیامد و به همراه اصغر و علیرضا به شهریار رفت و قرار شد من نیز طلاها را تحویل بگیرم و نزد آنها بروم.»كارآگاهان با توجه به اعترافات وحید و اطلاعات به دست آمده از متهم دو عضو دیگر «ساناز» - 17ساله – و «اصغر» - 28ساله- را در مخفیگاه شان دستگیر كردند و مطلع شدند دیگر عضو این گروه به نام علیرضا فاقد جا و مكان مشخص و «كارتن خواب» است.

«اصغر» وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، ضمن اعتراف به زورگیری و آزار و اذیت زن جوان گفت: «من و دیگر اعضای گروه به شیشه اعتیاد داریم و برای تهیه مواد سرقت می كردیم. آن روز من و علیرضا شیشه زیادی كشیده بوديم و در حالت طبیعی نبودیم به همین علت وحید همراه من، برای فروش طلاهای سرقت شده از ما جدا شدند.

پس از آن ما تصمیم گرفتیم طعمه مان را مورد آزار قرار دهیم.» در شرایطی كه بازجویی ها از متهمان ادامه داشت، شكایت های مشابه دیگری درخصوص زورگیری توسط سرنشینان خودروهای پراید به پلیس آگاهی تهران اعلام شد. در بیشتر شكایات، مالباختگان زنان جوان بودند و همگی علاوه بر اشاره به حضور یك زن حدودا 20ساله در خودرو سارقان به خالكوبی «علامت دزدان دریایی» و حرف «K» روی دستان یكی از متهمان اشاره كردند و با توجه به این نشانه ها معلوم شد آنان نیز توسط همین باند هدف سرقت قرار گرفته اند.

یكی از مالباختگان در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: «ساعت 21:20 روز 17فروردین در میدان میرداماد به مقصد سیدخندان سوار یك پراید شدم و از آنجایی كه در صندلی عقب خودرو نیز یك دختر جوان نشسته بود، به هیچ عنوان فكر نمی كردم هر چهار سرنشین خودرو با یكدیگر همدست هستند.

بعد از طی مسافتی كوتاه ناگهان آن دختر جوان، كیف دستی ام را گرفت و گفت «هرچه  داری زود بده» در همین لحظه پسر جواني كه در صندلی عقب پراید در كنار او نشسته بود و روی دستانش خالكوبی شبیه به تصویر «دزدان دریایی» داشت، به همراه سرنشین صندلی جلو با چاقو مرا تهدید كردند تا بدون هیچ گونه مقاومتی تمامی اموال باارزش خود را به آنها تحویل دهم و من نیز از ترس جانم تسلیم شدم و 200هزار تومان وجه نقد و سه عدد كارت عابر بانك و تلفن همراه خودم را به آنها دادم.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





اسلایدر

دانلود فیلم